سفارش تبلیغ
صبا

مهربانا...

رنجیده خاطری؟

اعتدال را رعایت نمی کنم ؟

افکارم هرزه ست؟

رفتارم نسنجیده ست؟

گستاخی را از حد گذراندم؟

می دانم همه این ها را خوب می دانم ...

چه کنم؟.. مذبوح امیال پوچ خویشم..!

هفت خان زندگی را گذرانده ام ..

خسته ام از این همه اطوار روزگار...

بلور دلم شکست از این همه سرد و گرم زمانه...

سر در گریبان اعتزال فرو برده، مرثیه خوان روح خویشم...

مرمتش کن ... پیش از آنکه سفیر مرگ او را با خود ببرد...

مهربانا... خاطی ام ..!!

لیکن تو رحمانی و رحیم ..

فرجامی نیکو برایم رقم بزن 

تا با فراغت بال بسویت پر بکشم...

 مرداد ماه92. قاصدک


http://media.afsaran.ir/sied91_535.jpg






تاریخ : دوشنبه 92/5/21 | 5:35 عصر | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

آرامی و پر جوش و خروش

سردی و لبریز از حرارت...

این ها حرفهای من نیست!

طنین از جان برآمده های توست...

که وجودم را ذوب می کند..

من چه باشم چه نباشم ...

اشعاری در وصف تو خواهد بود

چه فرقی می کند... من بنویسم یا دیگری..!

پس مشق می کنم ...

دیوان چشم هایت را...


مرداد92.قاصدک

http://pic.up2.ir/images/72889577735543038303.jpg

پ.ن: ظاهرش با باطنش گشته به جنگ.... باطنش چون گوهر و ظاهر چو سنگ(مولانا)






تاریخ : دوشنبه 92/5/21 | 4:49 عصر | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

و امشب...

باز بر ایوان سبز خاطرت نشستم...

دلم یک شاخه مهربانی می خواهد

یک جرعه شعف

یک روزنه نور

گلچین آن روزها را می گویم ...!!

میدانی که...؟

که بگیرم از دستت...

 آنقدر ببویمشان 

تا هوایش هوایی ام کند...

امضاء:قاصدک- تابستان1392

 






تاریخ : یکشنبه 92/5/20 | 12:56 عصر | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

 وخاک

باجرعه ای از نگاهت

بهاری میشود

وکلک مژگانت

تکیه گاه خیمه ی خیال

من است

مرا در کنار

سیاه چادر چشمانت

همسایه کن

همسایه...







تاریخ : پنج شنبه 92/5/10 | 2:7 عصر | نویسنده : قاصدک | نظرات ()
       

.: Weblog Themes By BlackSkin :.