سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

هیچ وقت نوازنده خوبی نبودی
همیشه ساز مخالف میزنی
بنواز...
که امشب ساز دلم کوک است
حتی اگر نوازنده قابلی نباشی
ملودی نگاهت آرامم می کند 
وقتی سمفونی مهربانی را می نوازی...

*قاصدک*

 


 





تاریخ : پنج شنبه 91/1/31 | 12:4 صبح | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

لجبازی! "لج- بازی" همون طور که از اسمش پیداست یه بازی که متاسفانه بعضی ها به طرز حیرت انگیزی در اون تبحر دارند ..وقتی شخصی لجبازی رو شروع کرد اونقدر ادامه میده تا سرانجام بازی رو ببره! حواستون رو کاملا جمع کنید چون اگه بازنده باشید طرف ازتون آتو میگیره و همیشه از این روش برای کیش و مات کردن شما استفاده میکنه!

پ.ن : بازی وحشتناکیه اما گاهی چاره ای نیست جز ایستادگی!






تاریخ : چهارشنبه 91/1/30 | 8:32 عصر | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

سکوتت گوش شب را کر می کند

صدای فاصله هاست که بی تابم می کند

نبض نفس هایم به شماره می افتد

تعبیر فال من اتفاق می افتد!؟

مهر تو تمام تار و پودم شد

آرام تو ، آرام وجودم شد...

(قاصدک)






تاریخ : چهارشنبه 91/1/23 | 8:59 صبح | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

خیلی احساس عجیبی دارم ... دلم می خواد فریاد بزنم 

گاهی شیرینی لحظه های زندگی اونقدر زیاده که به تلخی میزنه

اصلا ناشکری نمی کنم چون می دونم که هر چه به روزم میاد حقمه .. 

پروردگارا حمد تو را است که مرا آفریدى و شنوا و بینا قرارم دادى

و ستایش تو راست که مرا آفریدى و از روى مهرى که به من داشتى خلقتم را نیکو آراستى

در صورتیکه  از خلقتم بى نیاز بودى!

 






تاریخ : یکشنبه 91/1/20 | 11:56 عصر | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

وقتی از پلکان سرسره موفقیت بالا میرفتم ترس از ارتفاع رو به فراموشی سپردم ،

بی مهابا از همه پیشی گرفتم تا به بالاترین پله رسیدم ...دیگران را می بینم که میگویند بپر!

و من مردد بین پریدن یا  نپریدن!

نفسم را حبس می کنم ، ذهنم را از افکار پوشالی تهی می کنم و می پرم .. .

برای تغییرات بزرگ ، به حرکتی بزرگ نیاز است! 

 می دانم که برای موفقیت باید در جریان بود ، برای رسیدن باید رفت...

*الهـــــــــــــــی به امیــــــــد تو*






تاریخ : پنج شنبه 91/1/17 | 1:37 صبح | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

  دلتنگم ...  دلتنگ درخشش بی نظیر ستارگان در آسمان زیبای کویر

دلتنگ جاده هایی که زمین و آسمان را به هم میدوخت...

 دلتنگ مردم بی ریای روستا، با دلهای همچون  آینه

 و دستان مهربانی که هنر زیبایی را  به تارهای قالی گره میزدند

  دلم یک فنجان آویش کوهی میخواهد!

کاش میشد بگذاری و بگذری...

(قاصدک)

 

 






تاریخ : چهارشنبه 91/1/9 | 2:26 عصر | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

امشب فانوس ماه را ...

از تاریک آسمان خواهم گرفت!

تا همگان بدانند ، تو تنها چراغ ...

در آسمان شب های بی ستاره منی.

(قاصدک)






تاریخ : چهارشنبه 91/1/9 | 12:52 صبح | نویسنده : قاصدک | نظرات ()
       

.: Weblog Themes By BlackSkin :.