سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

دیشب قاصدک دوباره برگشت

رد پای خیالم  را گرفت

آمد به کوچه پس کوچه های تنهایی ام!

دیشب نه قاصدک مثل سابق بود و نه من..

سر به هوا و بی قرار

مردد میان ماندن و رفتن

 نگاه که میکرد..

قطره ای مروارید در چشمانش می درخشید

انگار میان حجم سنگین بغضی گرفتار شده بود!

دیشب دلم گریه می خواست...

میدانی...

تو از جنس همان "مردمان شیشه ای" هستی که

به قول سهراب:

"دانه های دلشان پیدا بود"

اما... یادت بماند ...

این روزها مردم...

" شکستن را خوب بلدند! "

(31/6/1392 قاصدک)

http://linkzan.com/wp-content/uploads/2013/06/DSC_01791.jpg

 

 






تاریخ : یکشنبه 92/6/31 | 7:13 صبح | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

عذاب خداوند بر تو باد ..
بر تو که خدایم را نکار کردی
بی غیرت!
تو چه میدانی غیرت چیست!؟
توی بی عیار چه میفهمی که عیار انسان به انسانیت است!
نه به حرف های صد من یه غاز...
لعنت بر تو که زندگیم را تیره و تار کردی
لعنت بر تو که مادرم را گرفتی
لعنت بر تو که خواهرم را شکستی
لعنت بر تو که خانواده ام را از هم دریدی
لعنت بر تو که با شمشیر تیز جهالتت همسرم را قطعه قطعه کردی...
لعنت خدا بر تو باد...
تا مادامی که تلخی زهر زبان تو کام روزگارم را اینچنین تلخ کرده
کاش هر چه زودتر بر تو نازل شود عذابی که می دانم همین حوالیست..
و میدانم شیاطین برای بدرقه ات تا دوزخ لحظه شماری می کنند.
لعنت خدا بر تو باد..

http://upload7.ir/images/56592315300415658701.jpg






تاریخ : سه شنبه 92/6/19 | 11:26 صبح | نویسنده : قاصدک | نظرات ()
       

.: Weblog Themes By BlackSkin :.