سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

با تــو تا نهایت زمانه...

تا باقی وجود? تا انتهای عالم فانی ?عاشـقانه خواهم ماند... 

 تا بلندای قله های سپیـد خوشبختی...

با دو بال نازک به پرواز در خواهم آمد...

تجربه اولیـن عشــق..

 با تــو شیرین شد خوب من...

با تــو گل خوشبختی از اعماق وجودم جوانه زد...

با تـو جرقه های عاشق شدن در آتشکده متروک قلبم شعله کشید...

و ترانه های عاشقانه ام با تـو به حقیقت رسید...

 تــو که با داشتنت  پاییز سرد ? بهاری دلنشین خواهد بود...

تا همیشه وهمیشه در کلبـه عشــق

 میزبان نفسهای عاشـقـانه ات خواهم ماند

دوستت دارم مهربانم بووووس

 






تاریخ : سه شنبه 89/10/28 | 7:26 صبح | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

دانایی توانایی به بار می آورد ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد . فردوسی خردمند

گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است . فردوسی خردمند

خرد برترین هدیه الهی است . فردوسی خردمند

خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست . فردوسی خردمند

کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است . فردوسی خردمند

بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است . فردوسی خردمند

خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند . فردوسی خردمند

 






تاریخ : دوشنبه 89/10/27 | 3:58 عصر | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

ذوالقَرنَین واژه‌ای است عربی به معنی دارنده دو شاخ ، دو سده یا صاحب دویست سال . ذوالقرنین یکی از شخصیت‌های قرآن و کتاب مقدس است. بر اساس قرآن، ذوالقرنین، سه لشکرکشی مهم داشت نخست به باختر ، سپس به خاور ، و سرانجام منطقه ای که در آن یک تنگه کوهستانی وجود داشت، او انسان یکتا پرست و مهربانی بود واز طریق دادگری منحرف نمی شد و به همین جهت مشمول لطف خدا بود، او یار نیکوکاران و دشمن ستمگران و ظالمان بود و به مال و ثروت دنیا علاقه ای نداشت، او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز، او سازنده سدی بود، که در آن به جای آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شده است و هدف او از ساختن این سد کمک به گروهی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یاجوج و ماجوج بوده است.

داستان ذوالقرنین در قرآن در سوره کهف به این شرح آمده است:

و از تو در باره ذو القرنین می‌پرسند. بگو: برای شما از او چیزی می‌خوانم. (??) ما او را در زمین مکانت دادیم و راه رسیدن به هر چیزی را به او نشان دادیم. (??) او نیز راه را پی گرفت. (??) تا به غروبگاه خورشید رسید. دید که در چشمه‌ای گِل‌آلود و سیاه غروب می‌کند و در آنجا مردمی یافت. گفتیم: ای ذو القرنین، می‌خواهی عقوبتشان کن و می‌خواهی با آنها به نیکی رفتار کن. (??) گفت: اما هر کس که ستم کند ما عقوبتش خواهیم کرد. آن گاه او را نزد پروردگارش می‌برند تا او نیز به سختی عذابش کند. (??) و اما هر کس که ایمان آورد و کارهای شایسته کند، اجری نیکو دارد. و در باره او فرمانهای آسان خواهیم راند. (??) باز هم راه را پی گرفت. (??) تا به مکان برآمدن آفتاب رسید. دید بر قومی طلوع می‌کند که غیر از پرتو آن برایشان هیچ پوششی قرار نداده‌ایم. (??) چنین بود. و ما بر احوال او احاطه داریم. (??) باز هم راه را پی گرفت. (??) تا به میان دو کوه رسید. در پس آن دو کوه مردمی را دید که گویی هیچ سخنی را نمی‌فهمند. (??) گفتند: ای ذو القرنین، یأجوج و مأجوج در زمین فساد می‌کنند. می‌خواهی خراجی بر خود مقرر کنیم تا تو میان ما و آنها سدی برآوری؟ (??) گفت: آنچه پروردگار من مرا بدان توانایی داده است بهتر است. مرا به نیروی خویش مدد کنید، تا میان شما و آنها سدی برآورم. (??) برای من تکه‌های آهن بیاورید. چون میان آن دو کوه انباشته شد، گفت: بدمید. تا آن آهن را بگداخت. و گفت: مس گداخته بیاورید تا بر آن ریزم. (??) نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ کنند. (??) گفت: این رحمتی بود از جانب پروردگار من و چون وعده پروردگار من در رسد، آن را زیر و زبر کند و وعده پروردگار من راست است. (??)

ترجمه ون دایک:أَمَّا الْکَبْشُ الَّذِی رَأَیْتَهُ ذَا الْقَرْنَیْنِ فَهُوَ مُلُوکُ مَادِی وَفَارِسَ

ترجمه فارسی قدیم:اما آن قوچ صاحب دو شاخ که آن را دیدی پادشاهان مادیان و فارسیان می‌باشد.






تاریخ : دوشنبه 89/10/27 | 3:36 عصر | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

اگر به عنوان انسان، تحسین گر زیبایی باشیم و پایبندی به اصول اخلاقی را زیبا بدانیم و معتقد باشیم انسان هایی که دارای صفات نیک و پسندیده هستند دارای نوعی جذابیت و امواج مثبت هستند که هر کسی را تحت تاثیر قرار می دهند، نتیجه می گیریم انسان های با اخلاق، دارای زیبایی درونی هستند.

موفقیت هایی که شما برای خود فراهم می سازید ناشی از طرز تفکرتان است . وینسنت پیل






تاریخ : دوشنبه 89/10/27 | 3:3 عصر | نویسنده : قاصدک | نظرات ()

صبح روشن است برای کسی که دو چشم بینا دارد. امام علی(ع)

سلام بر صبح... سلام بر روشنایی صبح...

سلام بر پنجره چشمانی که نور و ارامش را به قلب ها هدیه می دهد.

برای آنهایی زندگی معنا دارد که خردمندانه به کاینات می نگرند و امید بودن در نگاهشان موج می زند؛ تاریکی شک و دودلی به اسمان دلشان راه ندارد؛ برای آنها راه راست هویداست و هرگز دچار تزلزل نخواهند شد. مثبت می اندیشند و در شاهراه حقیقت گام برمیدارند.






تاریخ : دوشنبه 89/10/27 | 1:10 عصر | نویسنده : قاصدک | نظرات ()
       

.: Weblog Themes By BlackSkin :.